MyBB Pro

P30-ART


----
---------
وب سایت جامع آب و هواشناسی ایران
تبلیغات هزینه نیست!

چگونه با کودکانمان صحبت کنيم تا حرفمان را گوش کنند؟
زمان کنونی: ۶ آذر ۱۳۹۳, ۱۶:۳۳ عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Princess
آخرین ارسال: Sogol
پاسخ: 10
بازدید: 21894

ارسال موضوع ارسال پاسخ
 
امتیاز موضوع:
  • 6 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چگونه با کودکانمان صحبت کنيم تا حرفمان را گوش کنند؟
نویسنده پیام
۱۸:۰۸ عصر ۲۶ فروردين ۱۳۹۱
ارسال: #1
**
عنوان : عضو افتخاری انجمن دانشجویان
رشته:رشته ی مورد علاقه م...
تحصیلات:کارشناسی

اعتبار: 236
ارسال‌ها: 1,756
وضعیت : غایب
جنسیت:
سپاس ها 3349
سپاس شده 5718 بار در 2039 ارسال

پیشکسوتان سایت

چگونه با کودکانمان صحبت کنيم تا حرفمان را گوش کنند؟
" چگونه فرزندم را وادار به گوش دادن کنم ؟ " اين سئوالی است که اغلب والدين آنرا مطرح می نمايند . بچه ها به طور کلی مخالف گوش دادن نيستند ؛ نوزاد صداهايي با زير و بم خاص را ترجيح می دهد و نسبت به آنها عکس العمل نشان می دهد . اگر پدر با لحن آرام مردانه با او صحبت کند ممکن است توجه کند ؛ اما مسلما به سمت صدای مادرش برمی گردد . اين موضوع شايد به اين دليل باشد که او ، در رحم ، نسبت به صدای مادرش شرطی شده است. اين صدای زير مادرانه ، همان صدايي است که همه ما موقع صحبت با نوزادان و بچه های کوچک به کار می بريم . آنچه اين " صدای خاص " به يک بچه می گويد ، اين است : " حالا ، من فقط با تو صحبت می کنم . " با اين کار ما احتمال گوش دادن را افزايش می دهيم .
توجه کردن کودک حالتی آهنگين دارد . يعنی بين زمانهايي که او در خودش فرو می رود " نت پايين " و مواقعی که حواسش با دقت کافی متوجه ماست " نت بالا " ، هماهنگی وجود دارد . محققين با استفاده از نوار مغزی " g.e.e " نشان داده اند که مغز کودکان در تمام طول روز يک چرخه را - بالا و سپس پايين برای بازسازی - طی می کند و يکی از دلايل بی توجهی پی در پی آنها به توصيه های والدين همين است. پس اگر می خواهيد کودک شما به آنچه می گوييد ، توجه کند اين نکته را به خاطر بسپاريد : يک دستور وقتی با سکوت محاصره شده باشد ، بسيار قدرتمند است . به عبارت ديگر به کودک گير ندهيد. کودک از شکست ناشی از اشتباه کردن و امتحان راه حل های مختلف ، بسيار بيشتر از زمانيکه تحت نظارت يا راه گشايي مستقيم بزرگسال قرار داد ياد می گيرد . وقتيکه او تلاش می کند و با آزمون و خطا به سمت هدفش می رود ، موفقيت نهايی نيز به خود او تعلق دارد " من انجامش دادم ! خودم انجامش دادم. " دوره هايي در تکامل کودک وجود دارد که او نمی تواند به حرف پدر يا مادرش گوش کند و آن زمانی است که انگيزه سبقت جويانه در کودک قوی تر از انگيزه های پدر يا مادری است. برای کودکان يک ساله ای که در حال يادگيری ، ايستادن ، راه رفتن و جرات کشف کردن هستند ، گوش سپردن به اخطارهای شما غير ممکن است . " مواظب باش نزديک پله ها نرو ! " تنها دروازه اي در دو انتهای پله ها است که می تواند مانعی بر سر راه ميل قوی او برای فتح دنيايش باشد .
در دو سالگی غوغای درونی بر سر انجام دادن يا ندادن کارها – " اين کار را بکنم يا نه ؟ " ، بد خلقی را به تنها راه حل عملی تبديل می کند. وقتی کودک چهار يا پنج ساله است ، شکايت معمول مادرها اين است : " گوشش بدهکار حرف های من نيست انگار اصلا آنجا نيستم ، اما وقتی پدرش می آيد ، طوری رفتار می کند که انگار يک پادشاه حرف می زند ! " فرويد اين مسئله را " کشمکش اديپ " می نامد. کودک آنچه را که می تواند محبت او را جلب کند ، می آموزد ؛ او به سمت مادرش برمی گردد و سعی می کند تا همه چيز را از او بياموزد. قبل از ده سالگی ، کشمکش های درونی ديگری با مهارت های شنيداری کودک 9 يا ده سال همراه مي شود . سردرد ، دل درد و ترس از رفتن به مدرسه ، اغلب نشانه های ظاهری همين تعارض است. در اين دوران بهترين و سخت ترين کاری که می توانيد انجام دهيد ، اين است که گوش دهيد. در نوجوانان پس از پايان هر جدال لفظی ، گوش دادن جای زيادی ندارد.
تلاش يک نوجوان برای استقلال ، آن چنان قدرتمند است که مانع او برای شنيدن می شود . به جای نشان دادن هر گونه عکس العملي ، با او با صدای آرام صحبت کنيد. " عزيزم ، متاسفانه توی خانه ما وضع اينجوريه ، شايد دوستانت نيمه شب به رختخواب بروند اما اينجا ساعت يازده وقت خاموشيه . اگر نمی تونی خودت رو باهاش هماهنگ کنی ، شايد بتوانيم معامله ای بکنيم امتيازاتی را که ما در اوقات ديگه به تو می دهيم ، نخواهی داشت. " احتمال اين که صدای آرام شما راه حل مثبتی باشد بی اندازه زياد است ، در اين صورت اعتماد به نفس شما نيز در برابر او از دست نمی رود . يک صدای آرام هميشه قدرتمندتر از يک صدای بلند است. روش ديگری را نيز می توان در مورد نوجوانان اتخاذ کرد و آن اين است که به جای يک پيام انتقادی ، با يک پيام تعارف آميز آغاز کنيد. هر زمان که می خواهيد فرزندتان به حرف شما گوش بدهد ، سعی کنيد با يک رويکرد مثبت مراحل کارتان را پيش ببريد . اين کار آسانی نيست اما برای هر دوی شما دستاورد خوبی به همراه خواهد داشت .

دوستش دارم...
بزرگیش را...
سکوتش را...
عظمتش را...
اُبهتش را...
تنهاییش را...
حکمتش را...
صبرش را...
و بودنش عادتیست مثل نفس کشیدن !
خدا را میگویم... 
 
نقل قول این ارسال در یک پاسخ یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط lady.M ، Gh.Piroznia ، f.nikooee ، MASTER ، rahimpour ، sahar.r
۱۸:۲۴ عصر ۲۶ فروردين ۱۳۹۱ (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۴ تير ۱۳۹۲ ۰۳:۰۵ صبح، توسط lady.M.)
ارسال: #2
**
عنوان : عضو افتخاری انجمن دانشجویان
رشته:رشته ی مورد علاقه م...
تحصیلات:کارشناسی

اعتبار: 236
ارسال‌ها: 1,756
وضعیت : غایب
جنسیت:
سپاس ها 3349
سپاس شده 5718 بار در 2039 ارسال

پیشکسوتان سایت

با کودکان بد رفتار چه کنيم؟
کودکان از بدو تولد بي تربيت، گستاخ، زورگو يا خودخواه نيستند. اين خصوصيات رفتاري، اکتسابي اند زيرا کودکان با بروز اين حرکات به آنچه که مي خواهند ميرسند، مگر اينکه به موقع مداخله کرده و به کودک نشان دهيد که اين رفتارهاي عجيب و غريب، فايده اي ندارد و تنها باعث بدتر شدن شرايط مي شود و سعي کنيد او را به رفتار قابل قبول تري تشويق نماييد. مطالب زير راهکارهايي را به صورت مرحله به مرحله براي رويارويي با 10 مشکل عمده کودکان ارائه مي دهد.

مشکـــل اول: مسايل مـــادي
با گفتن کلمه نمي خرم، هرگز احساس گناه نکنيد. مشاجره هاي بين والدين و فرزندان معمولاً خوشايند نيست ممکن است بارها پيش آمده باشد که فرزندتان از تصميم گيري شما خوشش نيامده است.

رعايت حق تقدم و اولويت را به او ياد دهيد
در تعطيلات و جشن تولدها، از کودکتان بخواهيد ليستي از آنچه را که دوست دارد تهيه کرده و آن چيزهايي را که بيشتر دوست دارد در اولويت قرار دهد. خردسالان را تشويق کنيد آن چيزي را که دوست دارند با نقاشي برايتان بکشند. موقع پخش پیامهای بازرگانی، تلویزیون را خاموش کنید. تحقيقات نشان داده است که هر چه کودکان کمتر پيام هاي بازرگاني تلويزيون را ببينند کمتر براي خريد چيزهاي جديد بهانه گيري مي کنند. به همين دليل تلويزيون را در زمان پخش آگهي ها خاموش کرده و يا براي آنها توضيح دهيد همه چيزهايي را در اين آگهي ها تبليغ مي شود واقعيت نداشته و صرفاً شگردي براي فروش بيشتر محصولات شرکت هاي تجاري است.

به کــــودک خود ياد بدهيد آنچه دارد به ديگــــران نيــــز ببخشد.
مي توانيد از او بخواهيد که بخشي از هزينه هايي را که براي خريد لوازم مورد نياز او کنار گذشته ايد با کمال رضايت به يک مؤسسه خيريه ببخشد.

مشکـــل دوم: حاضــــر جوابــــي
هرگاه فرزندتان رفتار بي ادبانه اي از خود نشان داد بلافاصله او را از اين کار منع کنيد. به طور مثال مي توانيد بگوييد: وقتي با تو صحبت مي کنم، مدام به اين طرف و آن طرف نگاه مي کني .اين کار بي ادبانه است و بايد از اين کار دست برداري.

به او اعتنــــا نکنيد
آه نکشيد، شانه هايتان را بالا نيندازيد يا خشمگين نگاه نکنيد، صحبت خود را قطع کنيد تا زماني که او از حاضر جوابي دست بردارد.

او را به رفتـــارهاي مــــؤدبانه تشـــويق کنيد.
هر زمان متوجه شديد که فرزندتان رفتار مودبانه اي از خود نشان داد اين موضوع را به او يادآوري کنيد. به طور مثال به او بگوييد: از اين که مؤدبانه به حرف هاي من گوش دادي متشکرم. اين کا ر تو واقعاً قابل تقدير است.

مشکل ســــوم: ناســـــزا گفتن
به زبان آوردن کلمات غيرمجاز را ممنوع کنيد. اين قانون را براي او شرح دهيد: «وقتي از چيزي مطمئن نيستي آن را به زبان نياور». هر زمان که فرزندتان ناسزايي را به زبان آورد، بلافاصله آن را به ليست کلمات غيرمجاز اضافه کنيد. توضيح دهيد که چرا ناسزاگويي کاري زشت و غيرقابل قبول است و بسياري از مردم به زبان آوردن اين کلمات را نادرست مي دانند. اگر يک بار اين کلمه را به زبان آورد، ممکن است تکرار آن ، به صورت عادت در آيد و اين کلمات زشت را در برابر پدربزرگ و مادربزرگ، معلمان يا والدين دوستان شان هم تکرار کنند.

کلمه مــــورد قبــــول را جانشين آن کنيد.
کلمات خنده داري که اصلا ناخوشايند نيستند را انتخاب کنيد تا به جاي کلمات نامناسب استفاده شود و يا اين که فرزندتان خودش از کلماتي استفاده کند که بار منفي ندارد. مثل : بي ادب

احساساتـــــي نشويد
وقتي که فرزند خردسال تان براي اولين بار کلمه نادرستي را تلفظ کرد به او بگوييد: «در خانواده ما از اين کلمات استفاده نمي شود» و به کودکان بزرگتر گوشزد نماييد که شما به خوبي با قوانين اين خانه آشنايي داريد، ديگر نمي خواهم اين کلمه را بشنوم.

مشکـــل چهـــارم: دروغگـــــــويي
از او بخواهيد که در گفته هايش صادق باشد، به فرزندتان بگوييد: «همه افراد خانواده ما مايلند هميشه نسبت به ديگران صادق باشند.» وقتي در صحبت هايش صداقت را حفظ مي کند از او به دليل کاري که انجام داده قدرداني کنيد. براي او شرح دهيد که چرا دروغ گويي کار بدي است.توضيح دهيد که وقتي حقيقت را نمي گويد ديگران را به دردسر انداخته، احساسات آنها را جريحه دار کرده و هيچ کس به او اعتماد نمي کند و اينکار به شکل عادتي در مي آيد که ترک کردنش بسيار مشکل است. به کودکان ياد دهيد که راستگويي سبب اطمينان مي شود. اگر متوجه شديد که کودکتان دروغ مي گويد از او اين سؤالات را بپرسيد تا وجدان او را بيدار کنيد: آيا کاري که انجام داده اي درست بود؟ چرا فکر مي کني که با گفتن اصل ماجرا مرا نگران مي کني؟ آيا مي داني اگر همه اعضاي يک خانواده هميشه به يکديگر دروغ بگويند، چه اتفاقي مي افتد؟

مشکل پنجـــم: سرپيچــــي و نافرمانــــي
توضيح دهيد که از او چه انتظاراتي داريد. به او بگوييد: «خوب به حرف هايم توجه کن. وقتي دارم با تو جدي صحبت مي کنم و تأکيد مي کنم که در گفته هايم جدي هستم، پس بدان واقعاً جدي هستم. «همچنين ممکن است بگوييد: «اگر واقعاً دليل خوبي براي انجام ندادن کاري داري مي تواني با لحن مؤدبانه اي آن را به من بگويي.» سعي کنيد براي هر کاري زمان مشخصي تعيين نماييد. هر گاه او با شما بحث مي کند، خواسته خود را کلمه به کلمه براي او تکرار کنيد. به طور مثال بگويد: شام ساعت 7 حاضر است، تو بايد دقيقاً در همان ساعت سرشام حاضر شوي.

به او حـــق انتخاب بدهيد، تا کمـــي آزادي عمل داشته باشد.
از او بپرسيد: «هنوز بعضي از کارهاي مربوط به خودت را انجام نداده اي آيا مايلي آنها را الان انجام دهي يا بعد از شام؟» گاهی اوقات با او کنار بیایید. مثلا بگوييد: الان وقت انجام تکاليفت است ولي تو در حال حاضر داري بسکتبال بازي مي کني. آيا بهتر نيست بازي بسکتبال را تا نيم ساعت ديگر تمام کني و پس از آن به تکاليفت برسی؟

با او  اتمـــام حجت کنيد.
به او توضيح دهيد که اگر آنچه را که شما از او مي خواهيد انجام ندهد، بايد منتظر عکس العمل شما و نتيجه عمل خود باشد.

دوستش دارم...
بزرگیش را...
سکوتش را...
عظمتش را...
اُبهتش را...
تنهاییش را...
حکمتش را...
صبرش را...
و بودنش عادتیست مثل نفس کشیدن !
خدا را میگویم... 
 
نقل قول این ارسال در یک پاسخ یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط lady.M ، Gh.Piroznia ، MASTER ، rahimpour
۱۱:۴۳ صبح ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۱ (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۴ تير ۱۳۹۲ ۰۳:۰۸ صبح، توسط lady.M.)
ارسال: #3
**
عنوان : کاربر ویژه
رشته:علوم اجتماعی
تحصیلات:کارشناسی

اعتبار: 65
ارسال‌ها: 710
وضعیت : آفلاین
جنسیت:
سپاس ها 1060
سپاس شده 2416 بار در 839 ارسال

به بچه‌ ها یاد بدهیم قلدری نکنند
خیلی شوکه ‌کننده و ناراحت‌ کننده است که بفهمید فرزندتان به دیگران زورگویی می‌کند و در مدرسه بعنوان قلدر شناخته می‌شود.

به همان اندازه که پردازش کردن این اطلاعات سخت است، مهم است که همان موقع با آن برخورد کنید. این زورگویی و قلدری چه فیزیکی باشد و چه کلامی، اگر متوقف نشود موجب بروز رفتارهای خشونت‌ آمیز غیر اجتماعی بیشتر شده و در موفقیت فرزندتان در درس و تحصیل و توانایی او برای دوستیابی و حفظ دوستانش، اختلال ایجاد می‌کند.

درک رفتار قلدرمآبانه
بچه ‌ها به دلایل مختلف قلدری می‌کنند. بعضی از آنها به‌ خاطر احساس ناامنی که دارند اینکار را می‌کنند. زورگفتن به یک نفر که به نظر می‌رسد از نظر احساسی و فیزیکی ضعیف ‌تر است فرد را دچار این احساس می‌کند که مهم‌تر و محبوب‌تر است و کنترل اوضاع را در دست دارد. در سایر موارد، بچه‌ها به این دلیل قلدری می‌کنند که نمی‌دانند زورگفتن به بچه‌های دیگر که به خاطر جثه، ظاهر، نژاد یا مذهب متفاوت با اوست، کاری اشتباه و غیرقابلقبول است.

در برخی موارد، قلدری جزئی از یک روند مداوم از رفتارهای خشونت‌ آمیز و جسورانه است. این بچه‌ ها برای یادگرفتن نحوه کنترل خشم و عصبانیت یا سایر احساسات قوی خود نیاز به کمک دارند. شاید مهارت لازم برای همکاری و مشارکت با دیگران را نداشته باشند. مشاوره‌ های تخصصی می‌تواند به آنها کمک کند کنار آمدن با احساساتشان، محدود کردن قلدری‌ها و بالا بردن مهارت‌های اجتماعیشان را یاد بگیرند.

بعضی از بچه‌ هایی که در مدرسه قلدری می‌کنند، رفتاری را که در خانه می‌بینند را کپی می‌کنند. بچه‌هایی که درمعرض رفتارهای و روابط خشونت‌ آمیز و نامهربان در خانواده خود هستند معمولاً یاد می‌گیرند که با دیگران هم همانطور برخورد کنند و فکر می‌کنند که با قلدری کردن می‌توانند کنترل بقیه بچه‌هایی که به نظرشان ضعیف می‌آیند را در دست بگیرند.

کمک به بچه‌ ها برای کنار گذاشتن قلدری
اجازه بدهید فرزندتان بداند که قلدری کردن رفتاری غیرقابل‌ قبول است و می‌تواند عواقب جدی در خانه، مدرسه و اجتماع برای آنها داشته باشد.

سعی کنید دلیل پشت این رفتار فرزندتان را بفهمید. در برخی موارد، بچه‌ ها به این دلیل قلدری می‌کنند که برای کنترل احساساتی مثل عصبانیت، خستگی یا عدم ‌امنیت مشکل دارند. در سایر موارد، این بچه‌ ها راه‌ های همکاری کردن برای حل مشکلات و تعارضات و همچنین درک تفاوت‌ ها را یاد نگرفته‌ اند.

چند راهکار
• قلدری را جدی بگیرید. کاری کنید که فرزندتان حتماً بفهمد که شما قلدری کردن در خانه یا هر جای دیگری را تحمل نمی‌کنید. قوانینی برای قلدری‌ ها و رعایت کردن آن بگذارید. اگر با گرفتن امتیازهایی که به فرزندتان داده‌اید می‌خواهید او را تنبیه کنید، دقت کنید که این کار حتماً به‌ جا و مناسب باشد. مثلاً اگر فرزندتان از طریق ایمیل، اس ‌ام ‌اس یا سایت‌های اجتماعی قلدری می‌کند، ارتباطات کامپیوتری و تلفنی او را برای مدتی محدود کنید. اگر فرزندتان در خانه با خواهر و برادرها یا دیگران رفتاری خشن دارد، آن را متوقف کنید. راه‌های مناسب ‌تری برای واکنش دادن به او آموزش دهید مثل دور شدن از موقعیت.

• به بچه ‌ها یاد بدهید با دیگران با مهربانی و احترام رفتار کنند. به فرزندتان یاد بدهید که درست نیست تفاوت‌ها را مسخره کند (مثلاً تفوت‌های نژادی، قومی، ظاهری، مذهبی، نیازهای خاص، جنسیتی، وضعیت مالی و اقتصادی) و سعی کنید یک حس همدردی برای افرادی که با او متفاوت هستند در او ایجاد کنید.

• در مورد زندگی اجتماعی فرزندتان بیشتر بدانید. بر عواملی که ممکن است بر رفتار فرزندتان در محیط مدرسه (یا هر مکانی که قلدری کردن در آنجا اتفاق می‌افتد) تاثیرگذار است دقت کنید. با والدین دوستان فرزندتان، همسالان او، معلمین و مشاورین مدرسه گفتگو کنید. آیا بقیه بچه‌ها هم قلدری می‌کنند؟ دوستان فرزندتان چطور؟ در مدرسه بچه‌ها با چه فشارهایی روبه‌ رو هستند؟ درمورد این روابط با فرزندتان حرف بزنید. سعی کنید آنها را در فعالیت‌ های خارج مدرسه شرکت دهید تا دوستی ‌های جدید ایجاد کنند.

• رفتار خوب را در آنها تقویت کنید. تقویت مثبت از تادیب منفی بسیار موثرتر است. کارهای خوب فرزندتان را ببینید و زمانیکه رفتارهایی مثبت و سازنده از خود نشان می‌دهند، آنها را ببینید و تحسین کنید.

• الگوی خوبی باشید. به نحوه حرف زدن خود و نحوه برخورد با مشکلات دقت کنید. اگر با خشونت رفتار کنید این احتمال وجود دارد که شما را الگوی خودشان قرار دهند. سعی کنید رفتارهای مثبت هرکس را به فرزندتان نشان دهید نه رفتارهای منفی آنها را. و وقتی در زندگی خودتان مشکلاتی ایجاد می‌شود، درمورد سختی‌ها و دشواری‌ هایی که دارید و طریقه برخوردتان با احساساتتان با کودکتان صادق باشید.

از خانه شروع کنید
وقتی به دنبال تاثیراتی که بر فرزندتان وجود دارد هستید، اول به اتفاقاتی که در خانه می‌افتد دقت کنید. بچه‌هایی که با داد و فریاد، فحش دادن، تحقیر کردن، انتقادهای خشن یا عصبانیت فیزیکی بزرگ می‌شوند، احتمال اینکه آن رفتارها را در اجتماع نشان دهند بسیار بالا است.

کاملاً طبیعی است که بچه‌ها با خواهر و برادرهای خود در خانه دعوا کنند. و تا زمانیکه احتمال خطر خشونت فیزیکی وجود ندارد، عاقلانه است که خودتان را دخالت ندهید. اما باید فحش دادن‌ها و رفتارهای فیزیکی آنها را به خوبی مدنظر داشته باشید تا حتماً هرازگاهی درمورد رفتارهای قابل‌ قبول با فرزندتان صحبت کنید.

خیلی مهم است که رفتار خودتان را هم کنترل کنید. به طریقه حرف زدنتان با کودک و واکنشی که به احساسات قوی خود می‌دهید، دقت کنید. ممکن است موقعیت‌هایی ایجاد شود که نیاز به تادیب و انتقاد سازنده باشد. اما اجازه ندهید که این مسئله به فحش دادن و تهمت زدن کشیده شود. اگر از رفتار فرزندتان راضی نیستید، به او بگویید که دوست دارید این رفتارش را تغییر دهد.

اگر خانواده شما زندگی پر استرسی دارند که فکر می‌کنید ممکن است با رفتار فرزندتان در ارتباط باشد، می‌توانید از مشاوران و معلمین مدرسه او کمک بگیرید. پزشکان روانشناس و مشاوران هم می توانند در این زمینه به شما کمک کنند.

درخواست کمک
برای کمک به یک کودک برای دست کشیدن از قلدری، با معلمین، مشاوران و سایر مسئولین مدرسه صحبت کنید تا ببینید چه کسی می‌تواند موقعیت‌هایی که موجب قلدری کردن می‌شود را پیدا کنند.

همچنین پزشکتان هم می‌تواند کمکتان کند. اگر فرزندتان سابقه مجادله، جنگ‌ طلبی، و مشکل در کنترل عصبانیت دارد، حتماً او را برای ارزیابی نزد متخصص ببرید.

در کمک به کودکان برای کنار گذاشتن قلدری، یادتان باشد که رفتار بد خود به‌ خود از بین نمی‌رود. به موفقیت و خوشبختی که دوست دارید فرزندتان در مدرسه، کار و روابط خود در طول زندگی داشته باشد، فکر کنید و بدانید که متوقف کردن قلدری در این لحظه به شما برای رسیدن به آن اهداف کمک می‌کند.

زخمی بر پهلویم است روزگار نمک میپاشد، من پیچ وتاب می خورم اما همه گمان میکنند که من میرقصم.(د.شریعتی)
 
نقل قول این ارسال در یک پاسخ یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر ارسال یک ایمیل به این کاربر
 سپاس شده توسط lady.M ، Gh.Piroznia ، MASTER
۱۰:۱۰ صبح ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۱ (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۴ تير ۱۳۹۲ ۰۳:۱۲ صبح، توسط lady.M.)
ارسال: #4
**
عنوان : کاربر ویژه
رشته:علوم اجتماعی
تحصیلات:کارشناسی

اعتبار: 65
ارسال‌ها: 710
وضعیت : آفلاین
جنسیت:
سپاس ها 1060
سپاس شده 2416 بار در 839 ارسال

new  مسئولش کنید تا بزرگ شود
«هیچ کاری نمی‌کند. حتی تختش را هم مرتب نمی‌کند؛ تمام اسباب‌بازی‌هایش به هم ریخته‌اند؛ همه کارها را خودم باید انجام دهم.»
[تصویر:  211379312914147180567441157122411557245.jpg]
مسئله تقسیم کارهای منزل از جمله مسائلی است که جایگاه مهمی را در زندگی خانوادگی به خود اختصاص داده و در اغلب موارد، به ویژه در میان زوج‌ها، باعث بروز تنش می‌شود. جالب است بدانید که مادران در بسیاری از موارد، همکاری فرزندان را رد می‌کنند. چون معتقدند هماهنگ شدن با فرزند انرژی زیادی می‌گیرد و بهتر است خودشان به جای فرزندانشان کارهای خانه را انجام دهند. اما وقتی خستگی عارض می‌شود به ناچار وظایف به فرزند سپرده می‌شود. البته به این موضوع توجه داشته باشید که به‌طور حتم، سپردن وظایف به دیگری در هر خانواده، متفاوت و عوامل فرهنگی در آن بسیار موثر است. این عقیده شاید در بسیاری از خانواده‌ها نیز جا افتاده باشد که کارهای خانه و مراقبت از فرزندان کوچک‌تر وظیفه دختر بزرگ است. اما به طور کل سپردن وظایف به فرزند، به معنی «بردگی کشیدن» از کودکان نیست. کودکان و نوجوانان نیاز به امنیت دارند. اگر آنها حس کنند که مادر در کنار آنها نیست و خودشان مسول انجام تمامی وظایف‌اند، رابطه مادر و فرزند تخریب خواهد شد. بین کم و زیاد، مطمئناً باید حد اعتدال را انتخاب و رعایت کرد. کودکان و نوجوانان نیاز به امنیت دارند. اگر آنها حس کنند که مادر در کنار آنها نیست و خودشان مسئول انجام تمامی وظایف‌اند، رابطه مادر و فرزند تخریب خواهد شد ؛ اما این موضوع که مادر تمامی وظایف را نیز بر عهده بگیرد کار صحیحی نیست. کودکان بر حسب سن و سالی که دارند، می‌توانند مسولیت‌پذیر باشند. بدون ترس باید از آنها بخواهیم کارهایی را انجام دهند. به این ترتیب آنها را نیز در زندگی خانوادگی دخیل می‌کنیم. این موضوع سبب می‌شود آنها خستگی مادر و پدر را درک و در عین حال خود را جزیی از خانه و خانواده محسوب کنند. فراموش نکنید هرگز کار در منزل را نباید به عنوان تنبیه به کودکان تحمیل کرد. از سنین پایین، کارهای لذت‌بخش مثل شیرینی پختن را به فرزندانتان بسپارید و در عین حال در کنارشان باشید. اجازه دهید آنها این موضوع را در ذهنشان بپرورانند که به لطف آنها، خانواده شیرینی می‌خورند. آموختن وظایف شهروندی یعنی مسئول بودن در قبال خود و دیگران، از خانواده آغاز می‌شود. جایگاه فرزند در خانواده و وظایفی که بر عهده می‌گیرد، در آینده‌اش تاثیر می‌گذارد. جالب است بدانید بسیاری از والدینی که وظایف را بر دوش کودکان و نوجوانان نمی‌گذارند و ترجیح می‌دهند خود به جای آنها کار کنند، به طور ناخود‌آگاه تمایل دارند فرزندان را وابسته به خود نگاه دارند. دخالت دادن آنها باعث می شود خستگی مادر و پدر را درک و در عین حال خود را جزیی از خانه و خانواده محسوب کنند. تقسیم وظایف و نقش‌ها، همیشه ساده نیست. ممکن است باعث بروز تنش میان خواهر و برادرها شود و حتی حسادت برانگیزد. به‌طور معمول وظایف بیشتر به دختران و فرزندان اول سپرده می‌شود. مثلا در نوجوانی، فرزندتان انجام کارها را رد می‌کند. حقیقت این است که نوجوان نمی‌داند باید از کجا شروع کند، پس بهتر است وظایف را به او یادآوری کنید. تقسیم وظایف خانوادگی، نوعی گفت و گو می‌باشد. گفت‌وگویی که به جایگاه و نحوه رفتار هر فرد با دیگری بستگی دارد. بهترین روش آن است که هر گاه وظیفه‌ای را به فرزندانتان می‌سپارید سوالی را نیز از خود بپرسید. به‌طور مثال: «اگر به او بگویم جوراب‌های کثیفت را بشور، به من چه خواهد گفت؟ اگر من (مادرش) در 25 سالگی او مجبور باشم همچنان جوراب‌هایش را بشویم، او به من چه خواهد گفت؟ »
منبع: ماهنامه آموزشی کودک
 

زخمی بر پهلویم است روزگار نمک میپاشد، من پیچ وتاب می خورم اما همه گمان میکنند که من میرقصم.(د.شریعتی)
 
نقل قول این ارسال در یک پاسخ یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر ارسال یک ایمیل به این کاربر
 سپاس شده توسط Princess ، lady.M ، Gh.Piroznia ، MASTER
۲۲:۴۷ عصر ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۱ (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۴ تير ۱۳۹۲ ۰۳:۱۳ صبح، توسط lady.M.)
ارسال: #5
*******
عنوان : سفیر اهداء
رشته:رشته حقوق
تحصیلات:کارشناسی

اعتبار: 328
ارسال‌ها: 16,255
وضعیت : آفلاین
جنسیت:
سپاس ها 21700
سپاس شده 18390 بار در 9747 ارسال

مدیر پاسخگو اسطوره ی اخلاق ناظم کل انجمن

RE: چگونه با بچه ها رفتار کنیم
کوچولو های متولد فروردین را الان بشناسید ؟!
برترین ها: آیا می‌دانستید فلز ماه فروردین آهن است؟ آیا می‌دانستید سنگ ماه فروردین الماس است؟ و آیا این را هم می‌دانستید که این دو سخت‌ترین مواد شناخته شده هستند؟ خب اگر قبلا این چیزها را نمی‌دانستید بدیهی است که از حالا به بعد متوجه خواهید شد چه غائله‌ای پیش رو دارید! البته اگر همچنان این جملات برای‌تان مجهول است، ما قضیه را روشن می‌کنیم. دست بر قضا شاید شما با کودکی در دور و اطراف خود مواجه باشید که متولد ماه فروردین است و چه بسا شما والدین کوچولویی باشید که در این ماه متولد شده. پس همین‌جاست که غائله رو می‌شود. فکر هرگونه حکم کردن به این بچه را از سرتان بیرون کنید. از این‌که مستقیم و با قاطعیت به او دستور بدهید و قوانین‌تان را برایش دیکته کنید، بپرهیزید چون بدون هیچ تردیدی این کودک متولد فروردین شماست که حکمران مطلق خانه خواهد بود و اگر قصد دارید برای تصاحب جایگاه قدرت در خانه به جنگ مستقیم با او بروید، پس از همین حالا بدانید که راه به جایی نخواهید برد. اولین واکنش او در برابر اولین کنش شما خالی کردن یک لیوان چای داغ بر سر خودش است. شاید هم با قاشق محکم بر سر و صورت خود بکوبد! طبیعی است که شما به عنوان پدر و مادر تاب کوچک‌ترین مشکلی برای فرزندتان را ندارید. بنابراین قافیه را در اولین قدم باخته‌اید چون این بچه در همان ابتدا می‌خواهد تکلیفش را معلوم کند. آیا در این خانه او رئیس است یا شما؟

مراقب باشید!
تعجب نکنید، اگر زودتر از بقیه بچه‌های هم سن و سالش راه افتاد یا حرف زدن را شروع کرد. باید خیلی مراقبش باشید چون به شدت مستعد صدمه زدن به خودش است. چاقو و قیچی و خلاصه هر وسیله خطرناکی را دور از دسترس کودک متولد فروردین نگه دارید چون از این چیزها هراسی ندارد و حواس‌تان باشد که خودش را نسوزاند چرا که ترجیح می‌دهد به جای پذیرفتن توصیه شما درباره داغ بودن آتش خودش این واقعیت را تجربه کند! در چنین مواقعی بهتر است از زبان گرم و نرمی برای مخالفت با خواسته‌اش استفاده کنید، چون در غیر این صورت انگشت کوچکش را در برابر مخالفت سرسختانه شما بالا می‌برد و این یعنی آغاز لجبازی بی‌پایان او! احتمالا وحشت کرده‌اید هر چند که حق با شماست اما بهتر است به جای ترسیدن کفش آهنین به پا کنید و برای سال‌های درازی که قرار است این کوچولوی دوست داشتنی را به سمت مسیر درستی در زندگی‌اش هدایت کنید، آماده شوید.

جمعی از اضداد
بی‌تردید بچه‌های متولد فروردین جزء لجبازترین‌ها هستند! سماجت آن‌ها گاهی واقعا شکل آزاردهنده‌ای پیدا می‌کند. اما این کوچولوها که شمایل ظاهری‌شان معمولا قوی است روحیه قدرتمندی هم دارند. اگرچه بچه‌های صاف و ساده‌ای هستند و اگر کسی پا روی دم‌شان نگذارد همواره رفتار ملایمی خواهند داشت. عجیب است اما بچه‌های متولد فروردین جمعی از اضداد هستند، هرچند اگر راه و رسم رفتار با آن‌ها دست‌تان بیاید همه چیز آرام خواهد بود.

دست و دلباز و البته خطرناک!
همه چیز به آن وحشتناکی هم که شما تصور می‌کنید، نیست. این بچه‌ها در عین حال که می‌توانند با خشم خود غوغایی به پا کنند اما در مواجهه با هم سن و سال‌های‌شان بسیار دست و دلباز هستند. آن‌ها خیلی راحت وسایل و اسباب بازی‌های‌شان را با دوستان خود تقسیم می‌کنند بدون این‌كه کوچک‌ترین خساستی از خود به خرج دهند اما به شرط این‌که بقیه هم همین قدر صادقانه با آن‌ها رفتار کنند چون در غیر این صورت روی دیگر اخلاق‌شان که همان خشم غیر قابل مهار این بچه‌هاست، نمایان می‌شود و در آن صورت دیگر سخت می‌توان اوضاع را کنترل کرد.

شاگرد تنبل کلاس!
یک نفس عمیق بکشید و خودتان را برای باقی ماجرا آماده کنید. دور همچنان دور خصوصیاتی است که تن هر پدر و مادری را می‌لرزاند! در همین راستا بهتر است بدانید که این بچه‌ها وقتی کمی بزرگ‌تر می‌شوند و به مدرسه می‌روند، شما را دچار چالش جدیدی خواهند کرد! بچه‌های متولد فروردین در انجام تکالیف مدرسه خیلی رسمی و علنی کوتاهی می‌کنند. سعی نکنید هم سن و سال‌هایش را الگوی او قرار دهید چون اوضاع نه تنها بهتر نمی‌شود که بدتر هم خواهد شد! بی‌تعارف باید بدانید که اگر در دوران مدرسه راه رفتار با این بچه‌ها رااشتباهی بروید، کاملا مستعد این هستند که در زمره شاگرد تنبل کلاس خودنمایی کنند! البته نگران نباشید چون به راحتی می‌توانید این اوضاع را تغییر دهید. به هر حال او عاشق جنگیدن و برتری است پس فقط کافی است یک روز خیلی ملایم به او بگویید: «می‌دانستی تو در جمع شاگرد تنبل‌های کلاس هستی! البته برای ما فرقی نمی‌کند چون چه زرنگ باشی و چه تنبل، ما عاشقت هستیم.» خب! حالا خودتان را کنار بکشید و فقط تماشا کنید. ورق کاملا برمی‌گردد. او خودش را در قالب مبارزی تصور می‌کند كه باید از سد همه رقبا عبور کند و آن وقت آنقدر درس می‌خواند که زودتر از حد تصور شما به یکی از بهترین‌های کلاسش تبدیل خواهد شد! یعنی واقعا کسی جرات دارد از این بچه‌ها جلو بزند؟

کتاب‌خوان‌های کوچک
بچه‌های متولد فروردین عاشق مطالعه‌اند. البته شاید با مدرسه رابطه خوبی نداشته باشند اما کتاب و کتاب خواندن روزی برای آ‌ن‌ها مهم‌ترین نقش را در زندگی‌شان خواهد داشت. این فرصت را برای‌شان مهیا کنید. اجازه دهید کتاب بخوانند، چون خیلی چیزها را از همین کتاب‌ها یاد می‌گیرند. البته اصلا بعید نیست اگر لابه‌لای کتاب‌های او كتابی با عنوان اصول مدیریت پیدا کنید. به هر حال بچه‌های متولد فروردین ذاتا رئیس هستند و در آینده در هر زمینه کاری به کمتر از رئیس بودن قناعت نمی‌کنند.

خوش قلب‌های خوش‌بین
خوش قلبی و به تبع آن خوش‌بینی ذاتی این بچه‌ها گاهی آنقدر شدید می‌شود که اصلا بعید نیست بابت آن در زندگی خود بارها و بارها ضربه بخورند. این بچه‌ها که قصه دیو و پری را خیلی زود باور می‌کنند، وقتی در زندگی با آدم‌های بدذات روبه‌رو می‌شوند ضربه‌های کاری خواهند خورد. اما به هر حال آن‌ها آنقدر این قبیل اتفاقات را تجربه می‌کنند تا بالاخره به این باور برسند که دیو و پری در کار نیست. هر چه هست در همین آدم‌های مثل خودشان است. چه خوبی‌ها و چه بدی‌ها.

[تصویر:  83371944478793601594.gif]
[تصویر:  24608909966020606198.gif]
[تصویر:  89495373210107123225.gif]
[تصویر:  83371944478793601594.gif]
هرگونه شکایتی مبنی بر هر نوع مزاحمتی داشتید اینجا مطرح بفرمایید
 
نقل قول این ارسال در یک پاسخ یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر ارسال یک ایمیل به این کاربر
 سپاس شده توسط M_Lee ، lady.M ، Gh.Piroznia ، MASTER
۲۲:۴۸ عصر ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۱ (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۴ تير ۱۳۹۲ ۰۳:۱۹ صبح، توسط lady.M.)
ارسال: #6
*******
عنوان : سفیر اهداء
رشته:رشته حقوق
تحصیلات:کارشناسی

اعتبار: 328
ارسال‌ها: 16,255
وضعیت : آفلاین
جنسیت:
سپاس ها 21700
سپاس شده 18390 بار در 9747 ارسال

مدیر پاسخگو اسطوره ی اخلاق ناظم کل انجمن

RE: چگونه با بچه ها رفتار کنیم
چگونه با بچه های اردیبهشت رفتار کنیم ؟
برترین ها: لب‌هایش را محکم به هم چسبانده، آنقدر محکم که اگر کسی ببیند تصور می‌کند لب بالا و پایین او با چسب به هم چسبانده شده. هرگونه تلاش به منظور راضی كردنش برای باز كردن دهان بیهوده است. قاشق غذا در دست‌تان مانده و کاملا بلاتکلیف هستید. تا دقایقی دیگر به این بلاتکلیفی کلافگی هم اضافه می‌شود، چون آن موقع است كه متوجه شده‌اید همه نیرویی که خرج کرده‌اید در واقع هدر رفته است. خندیده‌اید، ادا درآورده‌اید، به یک دلقک سیرک تبدیل شده‌اید، به زبان بچگانه حرف زده‌اید، عصبانی شده‌اید، اخم کرده‌اید، قهر کرده‌اید، شاید هم داد و فریاد کرده‌اید اما این کوچولوی تپل با آن جثه کوچک اما عضلانی‌اش هرگز قدمی به عقب برنداشته است. می‌دانید چرا؟ چون او یک کودک اردیبهشتی است و اردیبهشتی بودن برای یک بچه فقط یک معنا دارد، آن هم این‌که هرگز کاری را به زور انجام نمی‌دهد. نه این‌که لجباز باشد، او می‌خواهد هر وقت طالب کاری بود آن را انجام دهد. مهم نیست ساعت ناهار کی باشد، مهم این است که او گرسنه‌اش شود و دلش بخواهد غذا بخورد. فرقی نمی‌کند چه ساعتی را برای خوابیدن برایش در نظر گرفته‌اید چون او به ضرب و زور به رختخواب نمی‌رود، در عوض هر وقت دلش بخواهد می‌خوابد. حالا ممکن است هفت شب باشد یا سه صبح! فقط یادتان باشد اگر بخواهید از در زور وارد شوید چنان غائله‌ای راه می‌اندازد که همسایه‌های چند خانه آن طرف‌تر هم صدای جیغ و فریادش را می‌شنوند. از ما گفتن بود!

شیرین و دوست داشتنی
شاید به دلیل خواندن مقدمه این مطلب حسابی نگران شده باشید اما این فقط یکی از خصوصیات بچه‌های اردیبهشتی است بنابراین زود به قاضی نروید و به خودتان فرصت بیشتری بدهید چون تا لحظاتی دیگر نظرتان کاملا عوض خواهد شد. بچه‌های اردیبهشتی دوست داشتنی‌ترین موجودات دنیا هستند. روی خوش آن‌ها که در واقع روی غالب آن‌ها هم هست از این بچه‌ها یک فرشته واقعی می‌سازد. آن‌ها ذاتا شیرین و دوست داشتنی هستند. وقتی از فرط خوشی‌های کودکانه و بدون دلیل به آغوش شما پناه می‌‌آورند ممکن است از فرط هیجان گریه کنید و به راحتی صدای تپش قلب‌تان را که به عشق آن‌ها ریتم تندتری به خود گرفته بشنوید. این بچه‌ها با یک آغوش گرم می‌توانند خستگی بی‌نهایت شما را رفع کنند. پس اگر والدین یک کودک اردیبهشتی هستید قدر آن‌ها را حسابی بدانید. حالا همان زمانی است که نظر شما درباره این بچه‌ها کاملا عوض شده.


بانشاط، محکم و خوش رفتار
به عنوان پدر و مادر یک فرزند اردیبهشتی بهتر است بدانید که این بچه‌ها در سنین نوجوانی به وضوح نشان می‌دهند نسبت به هم سن و سال‌های‌شان شایستگی‌های بیشتری دارند. آن‌ها روحیه با نشاطی دارند و از نظر عاطفی، قوی و محکم هستند و همین باعث می‌شود افسردگی کمتر از دیگران سراغ آن‌ها بیاید. این بچه‌ها خیلی خوب می‌توانند شرایط سخت را تجزیه و تحلیل کنند و به لحاظ روحی خودشان را قوی نگه دارند برای همین است که عموما خوش رفتار هستند و بابت این مزیت اخلاقی همواره از سوی دیگران تحسین می‌شوند.


ورزشکارهای کوچولو
هر چند کم سن و سال هستند اما به ورزش کردن عشق می‌ورزند. بنابراین برای ثبت‌نام آن‌ها در کلاس‌های ورزشی اصلا تردید نکنید. این بچه‌ها آنقدر در رشته‌های ورزشی مختلف مستعد هستند که اصلا بعید نیست در آینده به یک ورزشکار حرفه‌ای تبدیل شوند. پس بهتر است آن‌ها را از این موهبت ذاتی محروم نکنید.


به او عشق بورزید
باید مراقب رفتارتان با این موجودات بی‌نظیر باشید. آن‌ها آرام و موقر هستند و هرگز با گستاخی‌های بچگانه در جمع باعث سرافکندگی شما نمی‌شوند اما اگر بخواهید چیزی را به این بچه‌ها تحمیل کنید اوضاع کاملا برعکس می‌شود. آن وقت خواهید دید که به موجوداتی جنگجو تبدیل می‌شوند و چنان در موقعیت دفاعی قرار می‌گیرند که انگار به راستی قرار است در یک میدان نبرد، مبارزه تن به تنی را تجربه کنند. با این حال خیلی راحت می‌توانید شرایط را عوض کنید. فقط کافی است در اوج دلخوری‌شان بابت این‌که خواسته‌اید چیزی را به آن‌ها تحمیل کنید تمام عشق و علاقه‌تان را نثارشان کنید. با آن‌ها به زبان آرام و با محبت سخن بگویید و همین روش را ادامه دهید، آن وقت خواهید دید که آن جنگجویان عصبانی چند دقیقه پیش، چطور به همان فرزندان خوش اخلاق و دوست داشتنی خودتان تبدیل خواهند شد. امتحان کنید!

آن‌ها در برابر سختگیری و زورگیری یک مبارز واقعی هستند و هرگز از موضع‌شان عقب نمی‌نشیند اما در برابر محبت حتی یک دقیقه هم دوام نمی‌آورند.


منطقی‌ترین بچه‌های دنیا!
اگر می‌خواهید به یک بچه اردیبهشتی موضوعی را بگویید که شاید چندان باب میلش نیست، بهتر است با آسمان و ریسمان بافتن و دروغ را چاشنی حقیقت کردن اوضاع را پیچیده نکنید بلكه همه چیز را همان طور که هست بگویید. برایش واقعیت را به زبان نرم و آرام توضیح دهید، چون او یکی از منطقی‌ترین موجودات دنیاست و خیلی راحت همه چیز را قبول می‌کند.


تحت تاثیر رنگ و صدا!
یک موضوع جالب درباره بچه‌های متولد اردیبهشت تاثیر عجیب رنگ‌ها و اصوات بر احساسات و شرایط روحی آن‌هاست. به عنوان مثال رنگ‌های تند مثل رنگ قرمز روح و روان این بچه‌ها را آزار می‌دهد و آن‌ها را به موجودات بی‌قراری تبدیل می‌کند در عوض رنگ‌های ملایم مثل رنگ آبی شرایط روحی و روانی آن‌ها را بسیار ایده‌آل و آرام خواهد کرد. این ماجرا درباره صداها هم مصداق دارد. صداهای بلند آن‌ها را عصبی می‌کند اما صداهای آرام روح آن‌ها را صیقل می‌دهد. با این وصف باید بدانید که رنگ و صدا نقش تعیین‌کننده‌ای در تعادل روحی بچه‌های متولد اردیبهشت دارد.


موسیقیدانان با استعداد
بیشتر بچه‌های متولد اردیبهشت در حوزه موسیقی مستعد هستند. آن‌ها به فاصله چند ماه از اولین باری که سازی را به دست گرفته‌اند چنان برای‌تان تک‌نوازی می‌کنند که مات و مبهوت می‌مانید.

اگر شما هم والدین یک کودک اردیبهشتی هستید پس بهتر است از همان ابتدای کودکی او را در این ژانر وارد کنید اما یادتان باشد اگر واقعا دلش نمی‌خواست، او را مجبور نکنید. در عوض بگذارید موسیقی را گوش بدهد. در ضمن اصلا تعجب نکنید اگر یک روز دیدید فرزند اردیبهشتی 12 ساله شما بنان گوش می‌کند! این بچه‌ها موسیقی کلاسیک را با جذاب‌ترین ترانه‌های پاپ دنیا عوض نمی‌کنند!


این بچه‌های قدرشناس
این بچه‌ها بی‌نظیرند. همین بچه‌های اردیبهشتی خوش اخلاق همیشه بهترین الگو برای هم سن و سال‌های‌شان هستند. شاید گاهی لجبازی کنند شاید گاهی چون احساس می‌کنند حرف‌تان زور است زیر بارش نروند شاید کم و بیش اذیت‌تان کنند اما یادتان باشد آنقدر محسنات دارند که بقیه چیزها به راحتی از یادتان می‌رود و بابت این‌که پدر و مادر یک بچه اردیبهشتی هستید به خودتان افتخار می‌کنید. این بچه‌ها هرگز مناسبت‌ها از جمله سالگرد ازدواج والدین‌شان و تاریخ تولد آن‌ها را فراموش نخواهند کرد و روزی روزگاری وقتی صاحب فرزند شدند، باز هم در این روزهای خاص با هدایای ویژه‌ای سراغ‌تان می‌آیند و خوشحال‌تان می‌کنند. آن‌ها در روزهای پیری پدر و مادر در خانه‌شان را همیشه به روی آن‌ها باز نگه می‌دارند و همواره با گرمی و از ته دل از والدین‌شان استقبال می‌کنند.


شاگرد محبوب معلم
بچه‌های متولد اردیبهشت برای معلم خود بهترین‌ها هستند البته این بهترین بودن به آن معنی نیست که آن‌ها حتما شاگرد زرنگ کلاس هستند بلکه این بچه‌ها خیلی خوب به حرف معلم خود گوش می‌دهند، فوق‌العاده سر به راه هستند و همیشه همان کاری را می‌کنند که معلم‌ از شاگردان خود انتظار دارد. این بچه‌ها معمولا وقتی به درس گوش می‌دهند آن را به خوبی فرا می‌گیرند و در این باب نیازی به تکرار ندارند. بنابراین این بچه‌ها معمولا در مدرسه دردسرساز نمی‌شوند که برعکس باعث افتخار پدر و مادر و البته کلاس‌شان هستند.


[تصویر:  83371944478793601594.gif]
[تصویر:  24608909966020606198.gif]
[تصویر:  89495373210107123225.gif]
[تصویر:  83371944478793601594.gif]
هرگونه شکایتی مبنی بر هر نوع مزاحمتی داشتید اینجا مطرح بفرمایید
 
نقل قول این ارسال در یک پاسخ یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر ارسال یک ایمیل به این کاربر
 سپاس شده توسط M_Lee ، lady.M ، Gh.Piroznia ، MASTER
۰۸:۵۹ صبح ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۱ (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ۰۲:۰۲ صبح، توسط lady.M.)
ارسال: #7
**
عنوان : عضو افتخاری انجمن دانشجویان
رشته:رشته ی مورد علاقه م...
تحصیلات:کارشناسی

اعتبار: 236
ارسال‌ها: 1,756
وضعیت : غایب
جنسیت:
سپاس ها 3349
سپاس شده 5718 بار در 2039 ارسال

پیشکسوتان سایت

RE: چگونه با کودکانمان صحبت کنيم تا حرفمان را گوش کنند؟
مطمئن باشید کودک شما اصلا نمی‌خواهد حرص شما را دربیاورد (حتی اگر در این کارش موفق باشد). رفتار دیوانه‌کننده‌ اخیرش بیشتر مربوط به حس استقلالی است که نسبت به شما دارد. کودکان هفت تا هشت ساله در حال تجربه حس کنترل روی زندگی خودشان هستند و بیشتر از گذشته به دنیای بیرون و چیزهایی که برایشان جذابیت دارد توجه می‌کنند؛ مثل مدرسه، دوستان، ورزش و ... این ناشنوایی خودخواسته روشی است برای اینکه میزان استقلال در حال رشدشان را بسنجند.


به‌علاوه، این حالت کودک نوعی واکنش به موقعیت جدیدی است که برایش پیش‌ آمده؛ روشی برای برآمدن از پس فشارها و وظایفی که اخیرا به عهده او گذاشته شده است. فرزند شما در این سن به مدرسه می‌رود و مثل سابق نمی‌تواند تمام وقت بازی کند. او در مدرسه مجبور است از قوانین آنجا پیروی کند و تکالیفش را انجام دهد و همه این‌ کارها برای او سخت است.

بنابراین وقتی به خانه برمی‌گردد در خانه احساس ‌امنیت بیشتری می‌کند و می‌خواهد به نوعی خود را آرام کند. بیشتر اوقات روشی که او برای این کار انتخاب می‌کند نادیده گرفتن والدین است. با این حال شما می‌توانید با او دوباره ارتباط برقرار کنید؛ بدون اینکه خونسردی خود را از دست بدهید یا بدون اینکه نیازی به بلندگو داشته باشید.


1-کودک را با دید دیگری ببینید. فریاد زدن برای جلب توجه کودک اوضاع هیچ یک از شما دو تا را بهتر نخواهد کرد. در عوض کناری بایستید و به خود بگویید فرزند شما عمدا قصد بی‌احترامی ‌به شما را ندارد، اقتضای سنش همین است.

سپس روی روش بهتری کار کنید؛ مثلا اگر حواس کودک به تلویزیون یا بازی است مدام حرفتان را تکرار نکنید؛ به جای این کار می‌توانید از او بپرسید که آیا لازم است یک بار دیگر خواسته‌تان را برایش تکرار کنید. این کار به فرزند شما کمک می‌کند کاری که باید انجام دهد بهتر در ذهنش بماند.


2 -از اکو کردن صدایتان خودداری کنید. بارها و بارها صدا زدن کودک فقط سبب گلودرد شما می‌شود؛ مثلا به جای اینکه بی‌نهایت دفعه بگویید «وسایلت رو از روی میز جمع کن، شام حاضره»، او را بنشانید و از او بخواهید یادش بماند که خواسته‌تان را فقط یک بار می‌گویید. اگر باز هم واکنشی نشان نداد باید منتظر پیامد کارش باشد؛ مثلا می‌توانید او را از یکی از کارهای مورد علاقه‌اش محروم کنید. روش دیگر استفاده از یک تایمر است.

«من این تایمر رو برای سه دقیقه تنظیم می‌کنم، توی این فاصله تو باید تماشای تلویزیون رو متوقف و لباس‌هات رو جمع کنی.» برای اینکه این اخطار سه دقیقه‌ای جدی‌تر گرفته شود بد نیست از یک جایزه هم استفاده کنید: «بعد از جمع‌کردن لباس‌ها می‌تونی قبل از خواب یک ربع با کامپیوتر بازی کنی». اگر هنوز توجهی نمی‌کند احتمالا قدم بعدی حذف موقت تلویزیون است تا درباره تصحیح رفتارش کمی ‌فکر کند.


3 -درخواست‌هایتان را گزینش کنید. پیش از اینکه خودتان را درگیر کنید مطمئن شوید که خواسته شما واقعا مهم است؛ مثلا در مورد همان مثال میز شام، اگر به نظرتان‌ آماده کردن میز، یک کار ضروری است روی آن تاکید کنید‌ اما برای کارهایی که چندان هم مهم نیستند منتظر بمانید یا کودک را به حال خود رها کنید.

ذهن کودکان هفت‌، هشت‌ساله آشفته است؛ بنابراین کارهای مهمی ‌مثل تکالیف مدرسه و وظایف روزمره کودک در خانه را در اولویت قرار دهید و برای مسائل جزیی مثل جفت نکردن کفش‌ها یا کاغذ شکلاتی که بیرون سطل زباله افتاده به کودک گیر ندهید. اگر کودک حس کند خواسته‌ها واقعا مهم هستند احتمال اینکه به حرف شما گوش کند بیشتر می‌شود.


4 -به افکار کودک اهمیت دهید. گاهی بچه‌ها بی‌توجهی می‌کنند چون به نظرشان هیچ کس به آنها اهمیت نمی‌دهد. بسیاری از والدین به قدری سر خودشان را شلوغ می‌کنند که اغلب متوجه نمی‌شوند خیلی از چیزهایی که برای آنها پیش پا افتاده است برای فرزندشان اهمیت زیادی دارد؛ مثلا شاید شخصیت رمان مورد علاقه کودکتان آخرین چیزی باشد که شما بخواهید در پایان یک روز خسته‌کننده درباره‌اش حرف بزنید‌ اما فرجام قهرمان داستان برای کودک شما حتی از تکالیف نیمه‌تمامش هم مهم‌تر است. وقتی کودک توجه شما را حس کرد و فهمید و با او با احترام برخورد شد، در این صورت او هم حرف‌های شما را‌خواهد شنید.


5 -حضور خود را پررنگ کنید. گاهی کودک کاملا در دنیای خودش غرق می‌شود؛ اگر دقت کنید متوجه می‌شوید که او در این حالت هیچ یک از حرف‌های شما را نمی‌شنود. در چنین موقعیتی شاید فقط با یک ضربه ملایم روی‌شانه او یا قرار گرفتن بین کودک و چیزی که روی آن تمرکز کرده بتوانید او را به دنیای دور و برش برگردانید. استفاده کردن از عبارت‌های طنزآمیز، حرف‌های بی ربط یا عجیب و غریب و شوخی‌های بامزه هم روش خوبی است برای اینکه ذهن فرزند شما از این همه درگیری رها شود

دوستش دارم...
بزرگیش را...
سکوتش را...
عظمتش را...
اُبهتش را...
تنهاییش را...
حکمتش را...
صبرش را...
و بودنش عادتیست مثل نفس کشیدن !
خدا را میگویم... 
 
نقل قول این ارسال در یک پاسخ یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط lady.M ، Gh.Piroznia ، MASTER
۱۰:۱۴ صبح ۱۶ مرداد ۱۳۹۲ (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۶ مرداد ۱۳۹۲ ۱۰:۲۸ صبح، توسط Sogol.)
ارسال: #8
**
عنوان : کاربر ویژه
رشته:جغرافیا وبرنامه ریزی شهری
تحصیلات:کارشناسی

اعتبار: 51
ارسال‌ها: 518
وضعیت : آفلاین
جنسیت:
سپاس ها 359
سپاس شده 665 بار در 327 ارسال

حرف شنوی در كودكان
آيا می خواهيد فرزندتان حرف شنو باشد؟  

اگر مجبوريد يك حرف را چندين مرتبه براي فرزند پيش دبستاني خود تكرار كنيد تا گوش كند، اين مطلب را مطالعه  كنيد. عده اي از پدر و مادرها وقتي مي بينند فرزند كوچكشان به حرفهاي آنها در لباس پوشيدن يا در جمع كردن وسايلش و ... توجهي نمي كند و به تماشاي تلويزيون يا بازي ادامه مي دهد دائم صدايش مي كنند و فرياد مي كشند. آنها فكر مي كنند كه هر چه بيشتر حرفشان را تكرار كنند ، فرزندشان سريع تر گوش مي دهد. در حقيقت، قضيه بر عكس است. به طور معمول اگر قبل از انجام كاري گفته خود را 4 ، 5 يا 6 مرتبه تكرار كنيد، بچه مي آموزد كه نبايد گوش دهد.  بچه ها زرنگتر از آن هستند كه ما فكرش را مي كنيم. آنها ارزش زماني كه براي اولين مرتبه او را صدا مي كنيد و زماني كه واقعاً با او كار داريد را مي دانند و احتمالاً از 5 يا 10 دقيقه اضافي استفاده كرده و به بازي خود ادامه مي دهند.
 
اگرچه هنگاميكه بچه، خود را به نشنيدن زده و يا حرفتان را جدي نميگيرد، بسيار ناراحت كننده است، ولي بچه هاي 4-3 ساله از اين كه ميتوانند با بي اعتنايي و گوش ندادن، والدين را عصباني نمايند، احساس قدرت ميكنند. پس با اين قضيه به طور شخصي برخورد نكنيد. بچه ها در اين سن نميخواهند كه بد و بي ادب باشند، آنها فقط ميخواهند استقلال خود را نشان دهند. البته اكنون، تشويق به عادت خوب گوش دادن، مشكلات گوناگوني را در آينده بر طرف خواهد كرد. به طور مثال فرزندتان در مدرسه مشكل توجه بر روي چيزي را دارد و نمي تواند در درسهايش تمركز كرده و يا دستورات را دنبال نمايد. چنانچه حرفهاي شما را ناديده مي گيرد، نبايد بگوييد اين مسئله به مرور زمان به خودي خود حل خواهد شد. دستورات زير به فرزند پيش دبستاني شما كمك مي كند تا بدون آنكه خود بفهمد، دقت و توجه بيشتري بر روي مسائل داشته باشد.
 

·  عصبانـــــي نشـــــويد.
تلاش كنيد تا آرامش خود را حفظ كرده و با صداي آرام صحبت نماييد ، حتي اگر مجبور شديد براي چند لحظه اي به خلوتگاهي پناه آوريد. هر قدر بلندتر صحبت كنيد، مطمئناً بچه ها نه متوجه صداي بلند شما و نه مفهوم كلماتتان خواهند شد.
 

·  مسائــــل را بــــراي فـــــرزندتان شــــــرح دهيد .
بچه ها هنگامي كه به آنها دستور داده مي شود سر به لجبازي مي گذارند. به جاي آن كه بگوييد، چطور جرأت نمودي سنگها را پرتاب كني!، بگوييد: سنگ براي پرتاب كردن نيست، توپ را پرتاب مي كنند. بدين طريق بر روي رفتارش تأثير گذاشته و راه چاره اي را بدون پرخاشگري به او ، يافته ايد.
 
·  مطالب را به سادگـــــي عنـــــوان نماييد .
به جاي سخنراني كردن به نرمي ولي با قاطعيت حرف بزنيد . به اين طريق او ياد مي گيرد كه راجع به هر كاري كه بايد انجام دهد، فكر كند بدون آن كه نيازي به سرزنش و ملامت براي فراموش كاري يا گوش ندادن باشد.
 

·  از فـــــرزند خود بخواهيد كه مطالب مهـــم را تكــــرار كند.
اين روش موقعي مفيد خواهد بود كه مي خواهيد فرزندتان نتيجه ي كاري را بفهمد. بگوييد : «بايد ماژيك هايت را قبل از نهار جمع كني بگو ببينم كي ماژيك هايت را جمع مي كني؟
 

·  ارتبـــاط واقعــــي بــــرقـــــــرار سازيد.
چنانچه فرزندتان جذب فعاليتي گرديده، به آرامي دست به شانه او زده تا متوجه شما گردد. از او بخواهيد موقعي كه صحبت مي كنيد به شما نگاه كند، اگر بچه تان با چشم ارتباط  برقرار مي سازد، برايش بسيار سخت است كه لجبازي نمايد.
 

·  جدولـــــي را تهيــــه نماييد.
چنانچه صبح ها  سخت ترين زمان در روز است. به او مسئوليت داده و با كمكش جدولي از تمام كارهايي كه بايد انجام دهد (مسواك زدن، شستن صورت، لباس پوشيدن، خوردن صبحانه و پوشيدن كفشها) تهيه كنيد. بسياري از بچه ها دوست دارند كه جدول را بررسي كرده و موفقيت خود را اعلام نمايند.
 

·  به او تـــــوجه كامـــــل داشته باشيد.  
چنانچه مي خواهيد او به حرفهاي شما گوش دهد، بايد به گفته هايش گوش دهيد. بنابراين هنگامي كه روزنامه در دستتان است و آن را مي خوانيد با او صحبت نكنيد. تمام توجه خود را به او داده و اگر امكان پذير نيست، علت آن را برايش شرح دهيد. (عزيزم، اكنون مشغول انجام كاري هستم اما دوست دارم كه به گفته هايت گوش دهم. در عرض پنج دقيقه پيشت مي آيم و به حرفهايت گوش مي كنم.) به علاوه، به آنچه كه او مي گويد اهميت دهيد. چنانچه مي گويد كه سردش شده است ، نگوييد : اينجا آنقدرها هم سرد نيست. به جايش بگوييد: سردت شده؟ بيا برويم و لباس گرمت را برداريم.
 

·  بــــي جهت نگـــــران نشويد.
اكثر بچه هاي كوچك كه در گوش دادن با مشكل مواجه بوده و بعضي اوقات بي قرار مي شوند با كمبود توجه روبرو هستند. افرادي با اين مشكل، اين رفتارها برايشان به صورت عادت در آمده است، بنابراين چنانچه اين بي توجهي در زندگي روزمره اش تأثير گذاشته، بايد مورد ارزيابي قرار گيرد. به خاطر داشته باشيد، در اين زمينه بچه ها با بزرگترها واقعاً فرقي ندارند. بچه ها مي خواهند مثل شما، هنگام انجام كاري، كسي مزاحمشان نشود. اين مسئله مانند اين است كه كتاب جالبي را در دست داريد و حاضر نيستيد لحظه اي آن را كنار بگذاريد . در اين شرايط شخصي مي خواهد شما را وادار به انجام كار ديگري كند. بنابراين اگر مي خواهيد فرزندتان به آنچه كه گفته مي شود دقت كرده و آن را انجام دهد، در حالي كه او را در «هنر گوش دادن» كمك مي كنيد، صبور و با توجه باشيد.
 

 

             قشنگ ترین دیالوگ دنیا اونجاست..که پدر ژپتو به

             پینوکیو میگه: پینوکو....چوبی بمان!آدم هاسنگی اند

            
 دنیایشان قشنگ نسیت....!!
 
نقل قول این ارسال در یک پاسخ یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر ارسال یک ایمیل به این کاربر
 سپاس شده توسط lady.M
۱۰:۳۲ صبح ۱۶ مرداد ۱۳۹۲
ارسال: #9
**
عنوان : کاربر ویژه
رشته:جغرافیا وبرنامه ریزی شهری
تحصیلات:کارشناسی

اعتبار: 51
ارسال‌ها: 518
وضعیت : آفلاین
جنسیت:
سپاس ها 359
سپاس شده 665 بار در 327 ارسال

RE: حرف شنوی در كودكان
روشهای موثر برای حرف شنوی در کودکان

همه ما مي خواهيم فرزندانمان حرف شنو باشند . وقتي فرياد مي زنيم كه بايست ! نرو وسط خيابان ؛ توقع داريم كودكمان اطاعت كند . يا اگر به او مي گوييم كه برو مسواك بزن ، يا بخواب ، توقع داريم بدون هيچ حرفي اين كار را انجام دهد. خيلي اوقات ، وادار كردن بچه ها به اين كه رفتار شايسته اي داشته باشند مشكل است . روش " هر چه مي گويم همان است "  كه بيشتر والدين به آن متوسل مي شوند ، معمولاً بي فايده است . خوشبختانه روش هايي براي اداره رفتار بچه ها وجود دارد كه بدون برخورد ، بدون اشك و قهر ، فرياد ، كتك كاري ، يا توهين ِ زباني است . در اين مبحث سعي كرده ايم اصولي را ارائه دهيم كه عمل به آنها به شما و فرزندتان كمك مي كند تا به هدف مطلوب برسيد . شروع واقعي اين گونه تربيت ، از سال هاي آغاز كودكي است . به خاطر داشته باشيد كه در سنين پيش دبستاني ، بچه ها كارهاي عادي روزمره و مهارت نظم و انضباط را كه لازمه زندگي است ، به راحتي ياد مي گيرند. براي تسليم كردن كودكان روشي كلي وجود دارد كه در همه شرايط ، مفيد است. آنرا ياد بگيريد و بعد در زمينه هاي مختلف امتحان كنيد .
 

۱- بـــــرخورد مثبت داشته باشيد
به رفتار مناسب فرزند خود توجه كنيد و در همان لحظه از آن تعريف كنيد . سپس از او درخواست نماييد ( يا او را راهنمايي كنيد ) تا فعاليت بعدي را انجام دهد . در اين روش براي هر كاري كه كودك درست انجام مي دهد امتيازي قائل شويد ،  به نوعي كه گويي جادويي در كار است ، او به طور باور نكردني ، درخواست هاي بعدي را اجابت مي كند.  به طور مثال به او بگوييد :
- آفرين كه يك ليوان شير خوردي . حالا بيا كمي تخم مرغ بخور .
- خيلي خوب مسواك زدي . حالا بيا لباس خوابت را بپوش .
 

۲- بـــــراي كنتـــــــرل او به نرمــــي رفتار كنيد
هر گاه ازكودك خود خواهشي داريد ، به سمت او برويد و به نرمي او را لمس كنيد . به طوري كه حضور شما تقريباً  موافقت كودكتان را ضمانت كند . اكنون درست در جايي هستيد كه فرمان شما به يك عمل تبديل مي شود . شما مي خواهيد فرزندتان ميز را بچيند ، اگر با فرياد از او بخواهيد كه از آن طرف خانه بيايد و ميز را بچيند ، حتماً مؤثر نخواهد بود ؛ بهتر است نزد او برويد و آنچه كه مي خواهيد به او بگوييد ، سپس با او به آشپزخانه برويد . هنگامي كه خواهر و برادر مشغول نزاع و درگيري هستند ، نبايد با داد و بيداد دعوا را متوقف كنيد . به جاي آن  ، به طرف آنها برويد و صحبت كنيد . خيلي اوقات همين آرامش شما براي ساكت كردن بچه ها كافي است . اگر مي خواهيد موافقت كودك خود را جلب كنيد كمتر از " نه مؤكد " استفاده كنيد و حتي المقدور از حبس كردن او در اتاقش خودداري نماييد .
 

۳- فـــــرزند خود را دوباره راهنمايـــــي كنيد
فرزند خود را به سمت رفتار پسنديده هدايت كنيد . اگر او به چيزي دست مي زند كه  نبايد  دست بزند ، به او بفهمانيد كه دقيقاً چه چيزهايي را مي تواند لمس كند يا بردارد . اگر او روي مبل بالا و پايين مي پرد ، به جاي اينكه او را سرزنش كنيد ، جايي را كه مي تواند جست و خيز كند  به او نشان دهيد .
 

۴- اشياء مخــــرب را از دستــــرس كــــودك دور كنيد
اگر فرزندتان روي ديوار رنگ آميزي مي كند ، مداد رنگي را از دسترسش دور كنيد و برايش توضيح دهيد كه چطور مي تواند از مداد رنگي به درستي استفاده كند .
 

۵- عــــزت نفس كــــودكان را از بين نبريد
اگر فرزند خردسالتان روي ميز ايستاده و مي خواهيد او را پايين بياوريد ، به او بگوييد " اجازه نداري روي ميز بايستي ، خودت پايين مي آيي  يا من كمكت كنم ؟ " در اين صورت شما به نوعي ناتواني هاي او را مهار مي كنيد و اعتماد به نفس از شما به فرزندتان انتقال مي يابد .
 

۶- فـــــرزند خود را بـــــراي حضـــــور در جمع آمـــاده كنيد
اگر فرزند شما در حضور ديگران بد رفتاري كند ، باعث خجالت شما مي شود و افرادي كه شاهد خرابكاري او هستند رنجيده مي شوند . در اين زمان اگر به او بگوييد " ساكت بنشين " ، معمولاً رفتارش بهبود نمي يابد . قبل از هر وضع جديدي همچون سوار شدن به هواپيما يا حضور در جشن تولد ، موقعيت را براي  او شرح دهيد و انتظارات واقعي خود را بيان كنيد . به طور مثال بگوييد : وقتي سوار هواپيما مي شويم ، در آنجا صندلي مخصوص خودت را داري و بايد كمربندت را ببندي . مي تواني كتاب بخواني ، چيزي بخوري يا با اسباب بازي كوچكي بازي كني . وقتي فردا به جشن تولد مي رويم ، از تو انتظار دارم شلوغ نكني و هنگامي كه دوستت كادوهايش را باز مي كند ، بنشيني و تماشا كني .
 

۷- به كـــــودك كمك كنيد كه كمــــي جلوتـــــر را ببيند
بچه ها در هر موقعيتي كه قرار دارند ، رويدادهاي بعدي را نمي بينند و فقط در لحظه زندگي مي كنند . براي همين ، هنگام گــذر از مرحله اي ديگر ، دچار مشكل مي شوند . بنا براين بهتر است هنگامي كه مي خواهيد او را از جايي كه دوست دارد به جاي ديگري ببريد ، ابتدا پنج دقيقه قبل او را مطلع كنيد كه تا چند لحظه ديگر بايد اينجا را ترك كنيد . اگر بي خبر دست او را بگيريد و به جاي ديگري ببريد باعث آزار او مي شويد .
 

۸- از جايـــــي كه بـــــــراي او مشكل ساز است دور شويد
اگر هر بار با كودكتان به سوپر ماركت رفتيد و با مشكلاتي روبرو شديد ، زماني به آنجا برويد كه كسي از او نگهداري مي كند. بهتر است مدت يك ماه به او فرصت دهيد و او را همراه خود به خريد نبريد ، اين مدت ، زمان مناسبي است كه اين چرخه منفي بشكند و به شما و فرزندتان اجازه  دهد كه روال عادي پيدا كنيد .
 

۹- كـــــودكتان را به جاي ديگـــــري ببريد
اگر در رستوران هستيد و او بهانه گيري مي كند ، كودكتان را برداريد و از آنجا خارج شويد . اغلب بيرون رفتن و انتقال او به جايي ديگر ، باعث آرامش او مي شود . كارهاي روزمره را به طور منظم انجام دهيد . لباس پوشيدن ، مسواك زدن ، باز كردن در ، تميز كردن اسباب بازيها ، رفتن به رختخواب ، همه اينها مجموعه اي هستند كه  رويدادهاي مهم روزانه محسوب مي شوند. شما مي خواهيد فرزندتان هر يك را با موفقيت پشت سر بگذارد و در گذر از هر مرحله ، رفتار مناسبي داشته باشد . اما ممكن است رفتارهاي منفي مثل فرياد زدن نيز به سرعت در روال عادي روزمره جاي بگيرد .
 

۱۰- در هــــر مـــــرحله او را راهنمايــــي كنيد
دقت كنيد كه هر يك از مراحل رشد كودكتان در كارهاي روزمره پنهان شده است . او به تدريج مي تواند كفشهايش را بپوشد و يا  به حمام برود . شما نخست بايد او را از لحاظ فيزيكي ( در هر مرحله انجام امور روزانه ) راهنمايي كنيد و بعد فقط نظاره گر باشيد . مثلاً به او بگوييد : " من نمي توانم لباست را دربياورم ؛ اما تو را تماشا مي كنم كه چطور اين كار را مي كني ."
 

۱۱- گاهـــــي بعضي امـــــور را به كـــــودك يادآوري كنيد
بچه ها به راحتي ممكن است چيزي را فراموش كنند . اين وظيفه شماست كه بعضي موارد را به آنها تذكر دهيد . مثلاً اگر كودك شما فراموش كرد به دستشويي برود . بايد با مهرباني به او بگوييد " وقت دستشويي" رفتن است . يك كلمه ي ياد آوري براي او بسيار مفيد خواهد بود .
 

۱۲-  هنگام فــــرمان دادن به كودك ، از دستورات واضح و روشن استفاده كنيد
به جاي اينكه بگوييد " اتاقت را مرتب كن " بهتر است به مورد مشخصي اشاره كنيد . يعني بگوييد كتاب ها را در قفسه آبي ، و اسباب بازي ها را در قفسه پاييني بگذار.  هر قدر فرمان هاي شما واضحتر باشد  پذيرفتن آنها براي كودك آسانتراست.
 

۱۳- علت انجام هــــر كاري را بــــراي كودك توضيح دهيد
همانطور كه شما و فرزندتان در حال مسواك زدن هستيد ، براي آگاهي او توضيح دهيد كه چه كار مي كنيد و چرا . مثلاً بگوييد : " ببين من خمير دندان را به تمام دندانم مي رسانم . مي خواهم همه ي جوجوهايي كه آنجا زندگي مي كنند را در بياورم . حالا با آب ، دهانم را مي شويم ، غرغره مي كنم و بعد آب دهانم را بيرون مي ريزم . بيا با هم اين طوري مسواك بزنيم ".
 

             قشنگ ترین دیالوگ دنیا اونجاست..که پدر ژپتو به

             پینوکیو میگه: پینوکو....چوبی بمان!آدم هاسنگی اند

            
 دنیایشان قشنگ نسیت....!!
 
نقل قول این ارسال در یک پاسخ یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر ارسال یک ایمیل به این کاربر
 سپاس شده توسط lady.M
۱۰:۳۵ صبح ۱۶ مرداد ۱۳۹۲
ارسال: #10
**
عنوان : کاربر ویژه
رشته:جغرافیا وبرنامه ریزی شهری
تحصیلات:کارشناسی

اعتبار: 51
ارسال‌ها: 518
وضعیت : آفلاین
جنسیت:
سپاس ها 359
سپاس شده 665 بار در 327 ارسال

RE: حرف شنوی در كودكان
حرف شنوی در کودکان

در تربيت مؤثر ، وجود حد و مرز براي بچه ها ضروري به نظر مي رسد. اگر ما آنها را درست راهنمايي كنيم، فرزندانمان آماده پذيرش مي شوند. چرا كه اساساً بچه ها مايلند والدين خود را خشنود سازند. اما اكثر ما در تعيين حد و مرز براي كودكانمان مهارتي نداريم. زياد صحبت مي كنيم ، بسيار عاطفي برخورد مي كنيم و نمي توانيم به طور واضح منظور خود را بيان كنيم. اگر مي خواهيد فرزندانتان از شما حرف شنوي داشته باشند ، مثلاً كتك كاري نكنند، اسباب بازيهايشان را مرتب كنند يا به موقع به رختخواب بروند، بهتر است ده  راهبرد زير را به كار گيريد.
 
۱- واضــــــح و روشن صحبت كنيد.
والدين براي حد و مرز گذاشتن و ادب كردن فرزندانشان سربسته و مبهم صحبت مي كنند ، مي گويند « مؤدب باش، اذيت نكن ، شلوغ نكن » . اين راهنمايي هاي كلي براي هر كودكي معني خاصي دارد. بچه ها از ما مي خواهند ، انتظاراتمان را به طور روشن و واضح بيان كنيم. حد و مرز مشخص به كودك مي گويد دقيقاً چگونه بايد رفتار كند. مثلاً در " كتابخانه آهسته صحبت كن ، وقتي از خيابان عبور مي كنيم دست مرا بگير يا موقع غذا حرف نزن". اين راهبرد  در واقع ميزان پذيرش و حرف شنوي كودكتان را افزايش مي دهد.

 
۲- انتخابهاي ديگــــر را به كـــودک پيشنهاد كنيد.
در بسياري موارد مي توانيد به فرزندتان فرصت يك انتخاب محدود شده بدهيد تا خودش تصميم بگيرد چگونه دستورات شما را انجام دهد. گاهي آزادي عمل در تصميم گيري ، به كودك احساس قدرت و تسلط مي دهد كه به تدريج مقاومت در برابر والدين را كاهش دهد. به طور مثال به او بگوييد : « الان وقت استحمام است. مي خواهي دوش بگيري يا در وان حمام كني ؟ » « مي خواهي نيم ساعت صبح ، نيم ساعت بعدازظهر رياضي تمرين كني ؟ يا يك ساعت صبح ؟ » از اين رو والدين بهتر و سريع تر مي توانند به كودك خود پيشنهاداتي بدهند. آنها انتخاب محدودي براي كودكان تعيين مي كنند. اما مي توانند تغييراتي در آن پديد آورند. به عبارتي ديگر اين گونه انتخابها محدود ، اما تغيير پذيرند.

 
۳- قاطــــــع باشيد .
زماني كه عدم پذيرش و سرپيچي رخ داده باشد و شايد كودك به خودش يا ديگران آسيب برساند. به موقعيت محدوده كننده قاطع نياز داريم. يك محدوديت قاطع به كودك مي گويد بايد رفتار نامطلوبش را متوقف كند و فوراً حرف شما را بپذيرد. مثلاً : « همين الان برو تو اتاقت » ، « بس كن اسباب بازيهايت را پرت نكن » . البته اين قاطعيت از طريق جديت در چهره و صدا به خوبي نمايان مي شود. همان طور كه نرمش بيش از حد والدين براي كودك مفيد نيست ، رفتار خصمانه والدين نيز براي آنها مضر است. اما قاطعيت مرز بين نرمش بيش از حد و رفتار خصمانه است.

 
۴- بــــر نقاط مثبت فـــــــرزندان تأكيد كنيد.
بچه ها بيشتر پذيراي فرمانهاي مثبت هستند تا منفي. به طور كلي بهتر است واضح و روشن به كودك بگوييد بايد چه كار كند . دستورات منفي مثل نرو، نريز ، نكن به كودك مي گويد چه چيزي قابل قبول نيست ، اما رفتاري كه از او انتظار مي رود را بيان نمي كند. والدين مستبد اغلب از فرمانهاي منفي استفاده مي كنند، در حالي كه والدين موفق دريافته اند بيشتر بايد از فرمانهاي مثبت استفاده كنند.

 
۵- بـــــــي طــــرفــــي خـــودتان را اعــــــــلام كنيد.
وقتي مي گوييد : « الان برو بخواب » ممكن است نيروي كشمكش شخصي بين او و شما ايجاد شود. روش بهتر اين است كه دستورات را به حالت غير شخصي بيان كنيد. به طور مثال به او بگوييد « ساعت نه است و وقت خواب تو » و به ساعت اشاره كنيد. در اين حالت هر اعتراض و حس ناخوشايندي پديد بيايد، بين كودك و ساعت است ، نه بين او و شما. يا هنگامي كه به او مي گوييد«:  خانه جاي توپ بازي نيست» او از اين قاعده ناراحت مي شود نه از شما .
 
۶- توضيح دهيد چـــــرا محدوديت لازم است.
مردم وقتي در مورد قاعده يا دستوري توجيه شوند ، بهتر مي توانند آن را بپذيرند ، اما در غير اين صورت آن را مستبدانه مي پندارند. بنابراين هنگامي كه براي اولين بار كودك را در موقعيت محدود كننده قرار داديد توضيح دهيد چرا فرزندتان بايد آن را بپذيرد. شناخت علت قواعد، باعث مي شود رفتار مناسب در كودك دروني شود. يعني تمايلات دروني اش، او را مطيع قوانين خانواده مي سازد. براي بيان علت قوانين به جاي اين كه از توضيحات طولاني ، كه بچه ها را خسته مي كند، استفاده كنيد. به طور خلاصه ، دليل يك دستور را بيان كنيد. مثلاً : "ديگران را نزن ! چون بدنشان درد مي گيرد"  يا " وقتي اسباب بازي را از دست بچه هاي ديگر مي گيري ، آنها ناراحت مي شوند، چون هنوز بازيشان تمام نشده است. "

 
۷- چاره ديگـــــري پيشنهاد كنيد.
هرگاه رفتار كودكي را محدود كرديد، سعي كنيد به يك فعاليت قابل قبول ديگر اشاره كنيد. از اين طريق شما مستبد به نظر نمي رسيد و فرزندتان حس نمي كند كسي اختيارش را سلب كرده است و احساس محروميت هم نمي كند. بنابراين مي توانيد بگوييد : « پسرم نمي تواني قبل از شام شكلات بخوري ، اما بعد از شام مي تواني بستني و هم شكلات مورد علاقه ات را بخوري » با پيشنهاد چاره ي ديگر مي توانيد ، هنگامي كه احساس كودك شما قابل پذيرش است، او را تربيت كنيد.

 
۸- در تــــــــــربيت كـــــودكان ثابت قـــدم باشيد.
تعيين حد و مرز براي كودكان ، هنگامي مؤثر است كه اين قوانين ثابت باشند. به عبارت ديگر، در هر خانه بايد ضوابط خاصي حاكم باشد و والدين همواره به آن پايبند باشند و آن را تغيير ندهند. مثلاً اگر ساعت خواب ، يك شب هشت و شب ديگر هشت و نيم  و شب بعد نُه باشد ، به جاي همراهي ، مقاومت بچه ها را در پيروي از اين برنامه به دنبال خواهد داشت. سختي اين روش در اين است كه قوانين مهم و روزمره خانواده بايد هر روز به موقع اجرا شوند تا تأثير گذار شوند.

 
۹- رفتــــار ناپسند را تذكـــــــر دهيد.
مهم نيست بدرفتاري كودك چه باشد، ما بايد براي او روشن كنيم كه رفتارش را ناپسند مي دانيم و آن را قبول نداريم. بنابراين به جاي اين كه بگوييم « پسر بد» يعني خودت را قبول نداريم، بايد بگوييم « كتك كاري نكن » يعني رفتارت را رد مي كنيم.

 
۱۰- احساسات و عـــــواطف خود را كنتــــرل كنيد.
بنا به گزارش پژوهشگران ، هنگامي كه والدين عصباني هستند ، فرزندان خود را شديداً تنبيه مي كنند و بيشتر از قبل مورد آزار زباني و بدني قرار مي دهند ، گاهي اوقات به جاي خشونت و رفتار خصمانه بايد آرامش خود را حفظ كنيم، نفس عميق بكشيم و تا ده بشماريم . اساساً تربيت يعني آموزش رفتار صحيح به كودكان ، اما اگر شما عصبي يا احساساتي باشيد نمي توانيدآموزش را به طور مؤثر انجام دهيد. مثلاً به جاي اين كه به كودك خود حمله كنيد و حرف ناشايستي به او بزنيد  بهتر است يك لحظه صبر كنيد ، بعد با آرامش از او بپرسيد « اينجا چه خبر است؟ » . همه ي كودكان به راهنمايي والدين براي شناخت رفتار پسنديده نياز دارند. مهارت ما در ايجاد قوانين و محدوديتها ، همكاري بيشتري از جانب فرزندان براي ما به ارمغان مي آورد.
 

             قشنگ ترین دیالوگ دنیا اونجاست..که پدر ژپتو به

             پینوکیو میگه: پینوکو....چوبی بمان!آدم هاسنگی اند

            
 دنیایشان قشنگ نسیت....!!
 
نقل قول این ارسال در یک پاسخ یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر ارسال یک ایمیل به این کاربر
 سپاس شده توسط lady.M
ارسال موضوع ارسال پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان